عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
مقدمهء مصحح 17
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
گونهاى است كه گويى يك دختر دانشجوى فرانسوى به فارسى مىنويسد : در اين ايام صحبت مسافرت برادرم به فرنگستان بود و مشغول مذاكرهء استقراض بودند . خيلى به سرعت تمام پول مملكت و ذخيرهاى پدر را از پول و جواهر ، برادرم به مصرف رسانيده و در مدت يك سال تمام نوكرهاى و اجزاى لات او داراى پارك و عمارت و پولهاى گزاف شده بودند و اين بدبخت ( مظفر الدين شاه ) مال ملت بيچاره را در ميان ده دوازده نفرى تقسيم كرده بود . بالاخره با اقدامات مجدانه و بىغرضانه و خالصانه و صميمانهء اتابك اعظم يك وجه گزافى از خارجه قرض و مسافرت فرنگ تهيه شد و اينجا اين اتابك اعظم ( ميرزا على اصغر خان امين السلطان ) شخص اول مملكت ، ايرانپرستى و صداقت خود را به درجهء اكمل در مورد بروز و ظهور گذاشت يك مبلغ گزافى خود از اين استقراض فايده برد و مابقى را هم سايرين نوشجان كردند . « 1 » در اين مسافرت قصههاى عجيب نقل مىكنند از آن جمله خريد درختهاى قوى هيكل است كه به مبلغ زياد ابتياع كرده و با زحمت فوق العاده و كرايه زيادى مىفرستند و تمام به سرحد نرسيده خشك مىشوند . باز لولههاى آهنى است كه به وفور مجسمههاى بزرگ اسبابهاى بىربط كه تمام در فرح آباد عاطل و باطل افتاده است . مخارج گزافى براى يارى و عمل كردن حسام السلطنه و صديق الدوله و هرزگيها و مخارج گزاف سوئيت « 2 » بالاخره پس از اينكه ميليونها به مصرف رسيد خيلى بهطور احمقانه مراجعت كردند و از تمام اين مسافرت و نتيجهاى كه از براى ايرانيان به دست آمد مبالغى گزاف قرض بدون اينكه در عوض يك قبضه تفنگ يا يك دانه فشنگ براى استقلال و نگهدارى اين ملت بيچاره آورده باشد يا يك كارخانه يا يك اسباب مفيدى براى ترقى و تسهيل زراعت يا فلاحت يا ساير چيزهاى ديگر . » « 3 » تاج الدوله دربارهء سفر دوم برادر خود نيز اظهارنظر مىكند . دوباره قضيهء استقراض پيش آمده مجددا مسافرت كرد . از اين سفر فقط چيزى كه مفيد بود چند قسم اسلحه بود كه به پيشنهاد ممتاز السلطنه سفير مقيم در پاريس ابتياع شده بود و يك سفرنامه كه از قلم معظم خود اين برادر عزيز بود . يكى از جملههايش اين است : « امروز كه روز پنجشنبه است ، صبح رفتيم آب خورديم . پس از آن آمده قدرى گردش كرديم . چون يك قدرى از آب ما مانده بود دوباره رفته خورديم . پس از آن آمده در يك قهوهخانه نشسته چايى
--> ( 1 ) . خاطرات تاج السلطنه از انتشارات نشر تاريخ 136 ، ص ( 2 ) . Suite به معناى همراهان ، حاشيهنشينان بساط عزت ، ملتزمين ركاب . ( 3 ) . خاطرات تاج السلطنه ، ص 87 .